X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

خاطرات یک مادر

شادی ندارد آنکه ندارد به دل غمـــــــی / آن را که نیست عالم غم،نیست عالمی

شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 01:18 ب.ظ

مهمانی ماه رمضان

سلام

پنجشنبه شب کلی مهمون داشتیم

خواهرام، برادرم، دایی ، خاله هام و عموم حدود سی نفر بودند

حسابی شلوغ شده بود

قبل از اومدن مهمونا تخت محمد حسین و مبلا رو جمع کردم بردم انباری تا جا واسه نشستن باشه

خداروشکر مهمونی خوب برگذار شد اما هر وقتی اینطور کلی مهمونی میگیرم تنهایی رو بیشتر احساس می کنم

اما همه چیز خیلی خوب تموم شد

ولی آخر شب حسابی پاهام درد میکرد


محمد حسین امشب خیلی پسر خوبی بود

فقط یکمی موقع افطار گریه میکرد و بهونه میگرفت که با وعده و وعید مادرونه ساکتش کردم تا مهمونا بتونند افطار کنند

امیدوارم خدا ازم قبول کنه


تا بعد...