ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
سلام
دیروز تا آخر وقت سر کار بودم (از هفت صبح تا شش بعد از ظهر )
بعد از ساعت کاری رفتم برای تولد مائده دختر داییم هدیه بخرم که آقا محمد یه سرویس چای خوری چینی عروسکی دید و از آنجایی که مرغ پسر ما به زور یک پا دارد مجبور شدم براش بخرم
خلاصه شب حسابی چای دم کرد و ماهم به اجبار مجبور شدیم بخوریم...
از امروز میخوام تحت هیچ شرایطی پسرمو نزنم (البته قبلا در حد پشت دست زدن بود!!) و اگه تکرار کنم باید خودمو یه جوری تنبیه کنم
تا بعد...
منم مادر هستم.
آفرین ایده ی خیلی خوبی بود

حالا واس کی جهیزیه خریدی؟
چای خوری شو خریدم دیگه بقیشم خدا بزرگه...
چایی اش را هم خودش دم کرد ؟
خوب مادر و فرزند با هم حال می کنید
خدا کنه فردا که مادر شوهر شدی ازش طلب کار فقط نشی
به به . . .خوش به حال محمد حسین...اسم کاملشو درس گفتم؟
بله...
میشه تلخ ترین خاطره ی زندگیتو پست بذاری؟ اگه خصوصی نیس...
باشه فکر کنم می زارمش...
سلام خانمی
مبارک باشه جهیزیه خریدی
قبلا برای دخملا جهیزیه میگرفتن ظاهرا طی تاریخ این هم برعکس شده
من که دختر ندارم
پسرمو مث دختر نداشتم جهیزیه میدم
سلام خانمی
مبارک باشه جهیزیه خریدی
قبلا برای دخملا جهیزیه میگرفتن ظاهرا طی تاریخ این هم برعکس شده
خوب کادو مبارک گل پسری
کار خوبی میکنی