خاطرات یک مادر
X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک مادر

شادی ندارد آنکه ندارد به دل غمـــــــی / آن را که نیست عالم غم،نیست عالمی

چهارشنبه 23 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 10:44 ق.ظ

روزت مبارک مرد خونم


سه‌شنبه 15 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 08:53 ق.ظ

آغاز سال 1396

سلام سال نوتون مبارک

امیدوارم سال 1396 از آغاز تا به انتها سرشار از اوقات خیر و پر از خوشحالی و خنده براتون باشه

امسال برای اولین بار با ماشین خودم همراه پسرم به مسافرت رفتیم

بیست و هشتم حرکت کردیم به سمت مشهد و یک روز شاندیز یک روز هم موجهای خروشان و روز آخر هم که ساعت تحویل بود در حرم مطهر امام رضا بودیم

جای همتون خالی خیلی لحظات معنوی و پر شوری بود

وقتی بیست و هشتم میخواستیم حرکت کنیم پدرم عیدی محمدحسین رو که دو تا تراول پنجاه تومانی بود بهش داد اونم گذاشت تو کیفش فرداش مشهد داد بهم گفت "مامان من بلد نیستم چیزای زنونه !! بخرم خودت برو واسه خودت یه چیزی بخر "

دو دقیقه بعدش گفت "مامان پنجاه تومانش برا روز مادره پنجاه تومانش برای عیدی من به توئه همشو خرج نکنی  "

امسال اولین سالیه که دارم هدیه روز مادر می گیرم ازت ممنوووووووووووونم پسرم

تا بعد...



کشاورزی روز سیزده به در من و پسرم

یکشنبه 1 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 08:04 ق.ظ

تاخیر طولانی ...


سلام

پس از یه تاخیر خیلی طولانی پیام گذاشتن سخته

اما خوب باید از یجایی دوباره نوشت

امسال سال خوبی برای من نبود

پر از استرس و نگرانی و خستگی از تنهایی

تنها چیزی که آرومم می کرد و ان مع العسر یسرا بود

هر چند دلم قرصه که خدا هوامو داشته و داره

ولی یه وقتایی آدم بی لیاقت می شه بیشتر به یه دست زمینی نیاز داره تا دست آسمونی!

محمد حسین رفته کلاس دوم امسال اصلا نتونستم مث کلاس اولش کنارش باشم

انگار هزار نفر باید میومدن تا کنار من باشن!

طبقه پایین خونه مادرم و بنایی کردم و یه ماهه که اومدم اونجا انگار اینطوری خواستم خودمو هل بدم و از تو تنهایی و سکوت خونم در بیارم

بازم میام...





چهارشنبه 23 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 07:56 ق.ظ

آتش

شبیه آدمی شه ام که آتش گرفته است...

اگر بایستد می سوزد،

اگر بدود بیشتر می سوزد!

سه‌شنبه 22 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 08:57 ق.ظ

تولدت مبارک پسرم


1 2 3 4 5 ... 30 >>